السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

8

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

خطا كرد در بيان فتواى خود واجب است بر أو اعلام ( مسألة 47 ) هر گاه اتفاق افتاد در أثناء نماز مسألة كه نمىداند حكم آن را جايز است كه بنا را بر يكى از دو طرف گذارد به قصد آنكه سوال كند از حكم آن بعد از نماز وآنكه اگر آنچه كرده بر خلاف واقع باشد اعاده كند پس هر گاه چنين كرد واتفاقا آنچه كرده مطابق باواقع شد واجب نيست بر أو اعاده ( مسألة 48 ) مأذون ووكيل از مجتهد در تصرف در أوقاف يا در أموال صغار منعزل مىشود به موت مجتهد به خلاف منصوب از قبل آن مثل آنكه نصب كند مجتهد أو را متولى بر وقف يا قيم بر صغار كه باطل نمىشود توليت وقيموميت آن بنابر اظهر ( مسألة 49 ) هر گاه شخص باقي بماند بر تقليد ميت بدون آنكه تقليد حي كند در آن مسألة حكمش حكم كسى است كه بدون تقليد عمل كند ( مسألة 50 ) هر گاه تقليد كرد كسى را كه اكتفا نمايد به يك دفعه در تسبيحات أربعة مثلا وعمل خود بر آن مقرر دارد يا تقليد كند كسى را كه اكتفا كند در تيمم به يك ضربه را وان مجتهد وفات كرد ومقلد أو تقليد كرد مجتهدي را كه قائل به وجوب تعدد است واجب نيست بر مقلد اعاده اعمال سابقه كند وهم چنين است هر گاه واقع ساخت عقدي يا ايقاعى را به تقليد مجتهدي كه حكم به صحت آن مىكرد پس آن مجتهد وفات كرد ومقلد أو تقليد كرد مجتهدي را كه حكم به بطلان مىكند جايز است براي مقلد كه بنا را بر صحة گذارد در آنچه واقع شده بلى در آنچه كه بعد ميابد واجب است عمل كند به فتواى مجتهد ثاني واما هر گاه تقليد كرد مجتهدي را كه قائل به طهارت است در بعضي چيزها مثل غساله مثلا وبعد از فوت أو تقليد كرد مجتهدي را كه قائل بنجاسة است پس نمازها واعمال سابقه أو محكوم بصحة است اگر چه با استعمال آن چيزى بوده كه به تفواى مجتهد ثاني نجس است واما خودان چيز اگر باقي است بعد از اين ديگر حكم به طهارت أو نمىشود وهم چنين است در حليت وحرمت پس هر گاه فتوى داد مجتهد أول به جواز ذبح كردن به غير آهن مثلا پس وفات كرد ومقلد أو تقليد كرد مجتهدي را كه حرام مىدانست اين ذبح را پس هر گاه آن مذبوح را فروخته ياخرده است بيع أو محكوم بصحة واكل أو محكوم باباحه است واگر موجود است پس ديگر جايز نيست بيع واكل ان وهكذا - ( مسألة 51 ) وكيل در عمل غير مثل اجراء عقد ياايقاع يادادن خمس وزكاة ياكفارة وأمثال اينها واجب است كه عمل كند بمقتضاي تقليد موكل نه بمقتضاي تقليد خود هر گاه مختلف باشند در تقليد وهم چنين است وصى در وقتي كه وصايت داشته باشد در مثل استيجار نماز از براي موصى ميت واجب است